خرید بک لینک
دلم گرفته, از این زمین بی حضورت

دلم گرفته از این زمان بی وجودت

دلم گرفته از آسمان که جای توست دور از من

دلم گرفته از این همه فاصله ، این همه دوری

دلم گرفته از دستهایت که نمی گیرن دستهایم را

دلم گرفته از شانه هایت که نمی شود تکیه گاهم

دلم گرفته از این حجم نبودنت ، از این درد نداشتنت

دلم گرفته از اینجا ، دلم گرفته از آنجا ، دلم گرفته از همه جا

دلم گرفته از اشکهایم که روانند

دلم گرفته از تو که نشسته ای بی خبر

دلم گرفته از کوچکهایی که بزرگ شدن

دلم گرفته از بزرگهایی که کوچک شدن

دلم گرفته از عشقهایی که رنگ می بازن

دلم گرفته از دردهایی که رنگ می یابن

دلم گرفته از بارانی که تو چتر بالا سرش نباشی

دلم گرفته از این زمانه غریب

دلم گرفته از خودم که تاب آورده ام بی تو

دلم گرفته از تو که نیستی پشتم این روزها

دلم گرفته از این تنهایی ممتد

دلم گرفته از این درد بی درمان

دلم گرفته از این زخم بی مرهم

دلم گرفته از حرفهای نگفته ام

دلم گرفته از نشنیدنهایت

دلم گرفته از تقدیری که بی تو تحریر شده

دلم گرفته از این دویدن ها بی امید رسیدن

دلم گرفته از آدمها که بزرگ شدن اما بزرگ نشدن

دلم گرفته ...

دلم کمی بچگی می خواد

رها شدن در میان بازوانت

دلم کمی شیرین زبانی می خواهد

خنده های تو با حرفهای من

دلم تنگ است حتی برای لج کردن با تو

دلم بدجور تنگ است عزیزم

برچسب: نویسنده: لیلا اکبری‌پور تاريخ: دوشنبه 19 آذر 1397 ساعت: 17:35

صفحه بندی