خرید بک لینک
لالایی باران زیر گوشم

خیال روی یار در سرم

شب است و سکوت

شب است و تاریکی

لحافم را کشیده ام گوش تا گوش

قطره های باران می زند بر بام

من اما چشم بستم به روی دنیا

دل داده ام به رویای یک خیال

خوشم با خیال یک رویا

اینچا سکوت است و زمزمه گوش نواز یار

اینجا تاریکیست و روشنی خیال تو

اینجا باران ترا به یادم می آورد

اینجا سکوت ترا فریاد می کند

اینجا پرده سیاه شب گسترده است

من اما چشم دوخته ام به روشنی ستارگان

دل سپرده ام به زیبایی ناهید بی قراری زمین

اینجا همه چیز نشان ترا دارد و تو چه بی نشانی

دلم به دلت گرم است به شیرینی همان لحظه دیدار

دلم به دلت بند است به کوتاهی همان لحظه دیدار

چشم بسته ام که نبینم جز یار

دل بریده ام که دل ببندم به یار

بی قرارم نیست آنکه برده قرار از من

آمده بود که شود همه کس ام

چه تنها می شوی وقتی کم می آوری همه کس ات را

برچسب: نویسنده: لیلا اکبری‌پور تاريخ: دوشنبه 19 آذر 1397 ساعت: 17:35

صفحه بندی