برای با تو خندیدن ، برای زندگی در نگاهت ، برای اسارت در بند عشقت
دلم تنگ است برای بودن کنارت
برای تپش های قلب نا آرامم ، برای قرارم در حین بی قراری ، برای دویدن هایم بی نشانی از رسیدن
دلم گم شدن می خواهد کنارت
دلم بی نشانی ماندن می خواهد کنارت
دلم باران می خوهد اما چتر مردانه ات نیست
دلم آفتاب می خواهد اما پای همراهیت نیست
دلم را با دلت حرفهاست اگر دریابی
اسیرم مانده ام پای این اسارت
تو اما کجایی نیستی میان این همه دلتنگی
برچسب:
نویسنده: لیلا اکبریپور