خرید بک لینک

دستم را بگير آنقدر محكم كه خيال تنهايي هم از كوچه امان گذر نكند

نگاهم كن آنقدر گرم و عاشقانه كه دلم با نگاهت زير و رو شود

بايد بشود خانه اي ساخت هر چند كوچك اما پر از عشق

بايد بتوان زماني را با تو قسمت كرد هر چند كوتاه اما شيرين

بايد بشود عاشق باشي اما دم نزني از درد هجر در جانت

بايد بتوان پر از فرياد باشي تنها با لبخندي روي لبت

اينجا شهر ماست شهر من شهر تو پر از دلهاي شكسته

اينجا همه چيز دروغ است اما من چقدر واقعي ترا مي خواهم

اينجا پيوندها همه سست است و من چه محكم به تو دل بستم

چه بي ادعا مي خواهمت,

چه بي صدا فريادت مي كنم

گاهي خسته مي شوم مي خواهم تمام ترا

مي خواهم بگيرمت از زمين

مي خواهم بخواهمت, از زمان

مي خواهم بخوانمت از شعر

مي خواهم ببينمت هر لجظه

مي خواهمت, بنويسمت هر جا

مي خواهمت, چو تن خسته خواب را

مي جويمت چو لب تشنه آب را

برچسب: نویسنده: لیلا اکبری‌پور تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 18:07

صفحه بندی